وقتی دخترها ....
وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نمي داند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد: خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
وقتي يک دختر هر روز براي تو [اس ام اس ] مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونمي تواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام آينده اش باشي
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
وقتی پسرها ....
وقتي يک پسر حرفي نمي زند
حرفي براي گفتن ندارد
وقتي يک پسر بحث نمي کند
حال وحوصله بحث کردن ندارد
وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
يعني واقعا گيج شده است
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم
يعني واقعا حالش خوبه
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
وقتي يک پسر هرروز براي تو [اس ا م اس ] مي فرستد
بدون که براي همه "فوروارد" کرده
وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
دفعه اولش نيست (آخرش هم نخواهد بود)
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1388/01/28 ساعت 11:52 AM موضوع | لینک ثابت
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!)
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!
خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!!
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1388/01/28 ساعت 11:49 AM موضوع | لینک ثابت
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید.
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1388/01/28 ساعت 11:47 AM موضوع | لینک ثابت
مهربانم
با تو عهدی ميبندم نا گسستنی
فراموش نشدنی
و ماندگار
قلبم را به تو هدیه میدهم
به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم
به تو که روحت را
سرشتت را
عصاره ی وجودت را ميپرستم
و به آن عميقاً عـشق ميـورزم
ای عزیز ِ ستودنی
مهربان ِماندنی
نازنین ِ خواستنی
بدان و آگاه باش که من
تو را
هيچگاه
هيچ کجا
هيچ لحظه ای
تنها نخواهم گذاشت
و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد
مطمئن باش
تمام احساسات زیبای من عاقلانه و عاشقانه تقدیم تو مهربان باد ...
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1387/09/08 ساعت 1:33 PM موضوع | لینک ثابت
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي كه حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت… گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .
از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست كه بدون اكسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست كه پايان ندارد .
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1387/09/08 ساعت 1:31 PM موضوع | لینک ثابت
گویند ( من نمیگم ) روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و در صورتی که آنرا پیدا کند و یا هر کسی که بداند تمام تخت و تاجش را به او بدهد.
وزیر هم عازم سفر می شود و پس از یکسال جستجو و پرس و جو از افراد مختلف به این نتیجه رسید که با توجه به حرفها و صحبتهای مردم باید پاسخ همین مدفوع آدمیزاد اشرف باشد.
عازم دیار خود می شود در نزدیکی های شهر چوپانی را می بیند و به خود می گوید بگذار از او هم سؤال کنم شاید جواب تازه ای داشت بعد از صحبت با چوپان، او به وزیر می گوید من جواب را می دانم اما یک شرط دارد و وزیر نشنیده شرط را می پذیرد چوپان هم می گوید تو باید مدفوع خودت را بخوری وزیر آنچنان عصبانی می شود که می خواهد چوپان را بکشد ولی چوپان به او می گوید تو می توانی من را بکشی اما مطمئن باش پاسخی که پیدا کرده ای غلط است تو این کار را بکن اگر جواب قانع کننده ای نشنیدی من را بکش.
خلاصه وزیر به خاطر رسیدن به تاج و تخت هم که شده قبول می کند و آن کار را انجام می دهد سپس چوپان به او می گوید: " کثیف ترین و نجس ترین چیزها طمع است که تو به خاطرش حاضر شدی آنچه را فکر می کردی نجس ترین است بخوری" !!!!
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1387/09/08 ساعت 1:23 PM موضوع | لینک ثابت
افراد بر اساس شغلشون می تونند عکس العمل های متفاوتی در برابر بوسیدن داشته باشند! در ادامه به چندتایی از اون ها می پردازیم؛
وقتی یک پلیس
رو می بوسی می گه؛ ایست دستا بالا![]()
وقتی یک دکتر
رو می بوسی می گه؛ بعدی![]()
وقتی یک معلم
رو می بوسی می گه؛ چند بار دیگه تکرارش کن![]()
وقتی یک استاد
دانشگاه رو می بوسی می گه؛ باید درباره این کارتون کنفرانس بدین![]()
وقتی یک برنامه نویس
رو می بوسی می گه؛ سعی کن کارت باگ نداشته باشه![]()
وقتی یک مکانیک
رو می بوسی می گه؛ روغن شو بیشتر کن![]()
وقتی یک استاد
آموزشگاه رانندگی رو می بوسی می گه؛ دنده رو عوض کن![]()
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1387/09/08 ساعت 1:19 PM موضوع | لینک ثابت
نه زنگی نه حرفی نه یادگاری
تونکنه رفتی به خواستگاری
خوب ببینم کیه موهاش بلنده؟
توی خیابون بی صدا می خنده؟ششش
چشاش چه جوره؟روشنه؟کشیدس؟
یقین دارم که شبیه سپیدس
دستاش چی؟جنس دستاش از بلوره؟
تو صورتش یه چیزی مثل نوره؟
ابروش چی؟حتما ابروش کمونه
اخلاق و رفتارش چی؟مهربونه؟
چه رنگیه؟گندمی یا سفیده؟
چه قدر دوسش داری؟تبت شدیده؟
کجا دیدیش تو محل کارت؟
اون چی مثل تو شده بی قرارت؟
راستی مژش چی خیلی بر میگرده؟
همونه که تورو دیوونه کرده؟
راستی موهاش چه رنگیه؟طلایی؟
یا رنگی مثل رنگ بی وفایی؟
قدش به قدت می خوره عزیزم؟
بردارم اسفند براتون بریزم؟
خوب عزیزم منو خبر می کردی
با گریه هام گلویی تر میکردی
ترسیدی من اه بکشم یا نفرین؟
رد شه همون دقیقه مرغ امین
من تو رو نفرینت کنم؟نمی شه
هنوز دوست دارم مثل همیشه
تازه اگر دعاها مستجاب بود
قصه ی ما حالا توی کتاب بود
خلاصه که یک جمله می نویسم
با بارون پلک های سرخ و خیسم
اگه دعاهای منو می خوندن
به جای اون منو پیشت می شوندن
تا وقتی که کلاغ نره به خونه
این ارزو توی دلم میمونه
نوشته شده توسط دخترک تنها در سه شنبه 1387/07/23 ساعت 4:16 PM موضوع | لینک ثابت
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید.
موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،
مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم



نوشته شده توسط دخترک تنها در سه شنبه 1387/07/23 ساعت 4:1 PM موضوع | لینک ثابت
برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.
برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش کردی.
برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.
برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.
برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.
برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.
برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.
برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.
برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.
برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".
برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.
برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.
برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.
برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.
برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.
برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.
به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:
همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.
همیشه پشتیبانت هستم.
من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.
فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.
می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.
من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.
در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.
همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.
همین الان در فکر تو هستم.
تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.
من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.
هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.
تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.
نوشته شده توسط دخترک تنها در سه شنبه 1387/07/23 ساعت 3:51 PM موضوع | لینک ثابت
بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش مي كند را هم خوشبو مي كند.
نگران بودم از اينكه كفش نداشتم، تا اينكه مردي را در خيابان ديدم كه پا نداشت.
اينكه من دست خالي به سوي مردم دراز كنم و كسي چيزي در آن نگذارد بدبختي نيست. بدبختي ا ين است كه من دست پر به سمت مردم دراز كنم و كسي چيزي از آن برنگيرد.
ممکن است كسي را كه با او خنديده اي را فراموش كني ولي كسي را كه با او گريسته اي را هرگز از ياد نخواهي برد.
بياد داشته باش كه خوشبختي اين نيست كه تو چه داري يا چه هستي ،خوشبختي صرفا آن چيزي است كه در درون تو مي گذرد.
هرگز نباخته اي ماداميكه از شكست خود چيزي آموخته باشي
آن كسي كه در حال تولد نباشد در حال مرگ است.
ريشه، گلي است بي اعتنا به شهرت و آوازه
لاك پشت ها راه را بهتر از خرگوش ها مي شناسند.
اشخاص را مانند چاي كيسه اي در نظر بگيريد تا در آب داغ نيفتند، متوجه جوهر وجودي خود نمي شوند.
هرگزتسلیم نشو، هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد.
دیگران را ملامت نکن ، مسئولیت های زندگیت را خود بپذیر
گوش کردن را یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند.
هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشد که دارد.
وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن ، از آنها درس بگیر و بگذر.
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1387/07/12 ساعت 5:41 PM موضوع | لینک ثابت
قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج
قبل از ازدواج
مرد: آره، ديگه نمیتونم بيش از اين منتظر بمونم
زن: میخواهى من از پيشت برم؟
مرد: نه! فکرش را هم نکن
زن: منو دوست داری؟
مرد: البته!
زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟
مرد: نه! چرا چنين سوالى میکنی؟
زن: منو مسافرت میبری؟
مرد: مرتب!
زن: آيا منو میزنی؟
مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم !
زن: میتونم بهت اعتماد کنم؟
.
.
.
: بعد از ازدواج
متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد !!!
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1387/07/12 ساعت 5:39 PM موضوع | لینک ثابت

۱ ثانيه نگات مي كنم؛
۱ثانيه صدات ميكنم؛
۱ثانيه دوستت دارم ![]()
من واسه اين ۳ ثانيه زندگي ميكنم...
عميق ترين درد زندگي مردن نيست بلكه پنهان كردن قلبيست كه به دردناك ترين حالت شكسته است![]()
![]()
نظر يادت نره(هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم)![]()
نوشته شده توسط دخترک تنها در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 9:47 PM موضوع | لینک ثابت
دم همه ي اونايي كه تو خونه تكوني دلشون ما رو دور نريختن گرم![]()
ما هم قول ميديم زيادي جا نگيريم![]()
![]()
پيشاپيش عيدتون مبارك دوستاي گلم؛اميدوارم سال خوبي رو شروع كنين![]()

تورو به جوونيت نظر يادت نره...........![]()
نوشته شده توسط دخترک تنها در یکشنبه 1386/12/26 ساعت 9:39 PM موضوع | لینک ثابت
توي خاك وجودم نه گل همت،نه درختي
لحظه هاي بي تو بودن ميگذره!اما به سختي![]()
دل تنها و غريبم داره اين گوشه مي ميره
ديگه حتي وقت مردن باز سراغت رو ميگيره ![]()

نوشته شده توسط دخترک تنها در چهارشنبه 1386/12/15 ساعت 9:51 PM موضوع | لینک ثابت

هيچ وقت از مشكلات زندگي شكايت نكن...كارگردان هميشه نقشهاي دشوار را به بازيگران خوب مي
سپارد!!!!!!!![]()
نوشته شده توسط دخترک تنها در چهارشنبه 1386/12/15 ساعت 9:26 PM موضوع | لینک ثابت
من رفتم مي روم جايز نبود امروز مورخ ۴/۱۲/۸۶ساعت ۲:۳۰من از كنارت مي روم با كوله
باري از خاطرات بد و خوب با تو بودن![]()
من رفتم تا شايد بتوانم در طي مدتي هرچند طولاني ياد تو را به فراموشي بسپارم![]()
حكايت جالبي است كه فراموش شدگان فراموش كنندگان را هرگز فراموش نمي كنند![]()
من پذيرفتم كه عشق افسانه است
اين دل درد آشنا ديوانه است
مي روم شايد فراموشت كنم
با فراموشي هم آغوشت كنم
مي روم از رفتن من شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش
گويند غروب جاييست كه آسمان زمين را مي بوسد من امشب براي تو غروب مي كنم كجايي اي
آسمان؟!!![]()
الان كه اينا رو واست مينويسم دارم آهنگ مجيد خراتها رو گوش ميدم كه خيلي دوسش دارم چون يه
جورايي حرف دل خودمه!
سهم من از تو دوريه تو لحظه هاي بي كسيم
قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم
اي كاش در آن لحظه كه تقديم تو شد هستي من مي سپردم كه مراقب باشي جنس اين جام بلور
است پر از عشق و غرور است مبادا بازيچه شود مي شكند![]()
![]()
جان اسير دل.................دل اسير دوست..................دوست چه مي داند دل اسير اوست![]()
اين آخرين آپ من براي.....بود ديگه همه چي تموم شده من رفتم؛اونم رفت و ديگه چيزي جز يه مشت
خاطرات خوب و بد همراه با عشق و گاهي نفرت و دلهره و اضطراب ديدن دوباره و قضيه ي رقيه نمونده
ميخوام فراموشش كنم اما نمي دونم چه جوري؟
اگه بهم كمك كنين ممنون ميشم![]()
واز من به شماها نصيحت دوستاي گلم: تو اين دنيا هركسي يه نيمه ي گمشده اي داره كه فقط لايق
همونه پس سعي نكنين در ساختن پازل زندگيتون تقلب كنين!!!!!
و در آخر .......................
هنوز واسم سواله كه چرا رفتم؟

ديروز كه گفتي دوست دارم گفتم بلند تر بگو نمي شنوم و امروز كه فرياد زدي ديگه دوستت
ندارم گفتم:هيس چرا داد مي زني؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
نظر يادت نره.........![]()
![]()
نوشته شده توسط دخترک تنها در جمعه 1386/12/03 ساعت 2:43 PM موضوع | لینک ثابت
روزی هزار بار بر صفحه ی دل بنویس میان بودنش ونبودنش تنها یک حرف فاصله است!
به همین سادگی و من روزو شب جریمه ی سنگین رفتنت را پرداختم
و جز دل که روزی هزار بار خراش
افتاد کسی نفهمید از بودنت تا نبودنت فاصله تا بی نهایته![]()
یکسال دیگه بعد از مردنم اومدی یه گل سرخ روی قبر من دیدی فکر نکن کسی اون رو برای من آورده
تا خوشحال بشم
بلکه من وصیت کردم تا اونو بزارن اونجا تا وقتی میای تقدیم به تو کنم و خوشحال
بشی![]()
هی؟؟؟فلانی!!! میدانی میگویند رسم زندگی چنین است می آیند.می مانند.عادتت میدهند و میروند...
وتو در خود تنها می مانی!!!راستی نگفتی
رسم تو چنین است ؟مثل همه ی فلانی ها هستی؟؟![]()
برای شکستن من یه اخم کافی بود.........................................نیازی به فریادت نبود![]()
واسه اشک ریختنم سکوتت کافی بود......................................نیازی به قهرت نبود![]()
برای مردنم حرف رفتنت کافی بود.............................................نیازی به انجامش نبود![]()
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش![]()
ولی آهسته میگویم الهی بی اثر باشد![]()
بهم گفت اینقدر دوست دارم که حاظرم برات بمیرم خواستم امتحانش کنم اون از این امتحان سربلند بیرون اومد و من سالهاست که تنهام![]()
اینو گفتم تا بدونین اون عزیز هیچ تقصیری نداشت مقصر خودم بودم شایدم......الله اعلم![]()
به هر حال خواستم محبتش بهم ثابت بشه واسه همین بهش گفتم دیگه نمی خوام ببینمش حداقل
یکسال
ولی امیدوارم جور دیگه ای این رو معنا نکنه و با این که میدونم هیچ موقع نوشته های منو
نمیخونه ![]()
ولی میخوام بهش بگم وقتی ازت دورم فکر نکن فراموشت میکنم نه فقط بهت فرصت میدم دلت
برام تنگ بشه![]()
نظر یادت نره!!!!!!!!![]()
![]()
نوشته شده توسط دخترک تنها در پنجشنبه 1386/11/25 ساعت 10:21 PM موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام,من دختر کوچولوی شیطون بلا از دل کویر با یه قلب پاک و عاشق که میتپه به عشق....
دارم سعی میکنم وبلاکم رو از حالت قبلی یعنی مطالب جدایی و بی وفایی و از این جور چیزا بیرون بیارم و به جاش یه عالمه از این مطلب خوشگلارو واسه شما دختر خانما و گل پسرای خوشگل بزارم اگه اهل حالی,اگه خیلی باحالی نظر بده ببینم در چه حالی.....
با تبادل لینک هم موافقم فقط کافیه تو قسمت نظرات اعلام کنین.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY